در جنوبیترین نقطه ایران، جایی میان کوههای خشک هرمزگان و آبهای آبی دریای عمان، گذرگاهی باریک قرار دارد که شاید روی نقشه کوچک به نظر برسد؛ اما نبض اقتصاد جهان از آن میگذرد.
نامش تنگه هرمز است.
یک آبراه میان ایران و عمان؛ دروازه خروجی خلیج فارس به اقیانوس هند. در باریکترین نقطه، عرض آن فقط حدود ۵۴ کیلومتر است. اما مسیر واقعی رفتوآمد کشتیها حتی باریکتر است: دو خط کشتیرانی، هر کدام حدود دو مایل، با یک منطقه حائل میان آنها.
هر روز، یا دستکم در روزهای عادی، نفتکشها، کشتیهای گاز، کانتینربرها و شناورهای تجاری از همین راه عبور میکنند. اینجا فقط یک مسیر دریایی نیست؛ یک گلوگاه است. اگر تنگه باز باشد، انرژی از خلیج فارس به آسیا، اروپا و جهان میرسد. اگر بسته شود، بازارها میلرزند، قیمت سوخت بالا میرود، بیمه کشتیها جهش میکند، و حتی سفره مردم در کشورهایی دور از خاورمیانه تحت فشار قرار میگیرد.
اما تنگه هرمز از اول فقط داستان نفت نبود.
پیش از آنکه نفت به زبان مشترک قدرتهای جهان تبدیل شود، هرمز بخشی از دنیای تجارت، دریانوردی و امپراتوریها بود. دانشنامه ایرانیکا، هرمز را هم نام یک جزیره میداند، هم نام یک تنگه استراتژیک، و هم نام بندری قرونوسطایی نزدیک این آبراه.
در اطراف این تنگه، شواهدی از سکونتهای پیشااسلامی پیدا شده است. یعنی انسانها هزاران سال پیش فهمیده بودند که این نقطه فقط ساحل و آب نیست؛ یک چهارراه طبیعی است. از اینجا میشد به خلیج فارس، دریای عمان، هند، عربستان و فراتر از آن رسید.
در قرون وسطی، نام هرمز با ثروت و تجارت گره خورد. بندر و پادشاهی هرمز، پلی بود میان ایران، شبهجزیره عربستان، هند و جهان اقیانوس هند. پژوهشگران نوشتهاند که از قرن دوازدهم تا هفدهم، پادشاهان هرمز نقش مهمی در تجارت دریایی خلیج فارس داشتند. کشتیها کالا، ادویه، پارچه، اسب، فلز، مروارید و خبرهای جهان را از این مسیر جابهجا میکردند.
در قرن پانزدهم، هرمز به قدرت مسلط خلیج فارس تبدیل شد. شهری روی جزیره جرون، یعنی همان جزیرهای که امروز هرمز مینامیم، کنترل رفتوآمد در خلیج فارس را در دست داشت. به زبان ساده، پیش از آنکه تنگه هرمز گلوگاه نفت جهان باشد، بندر هرمز گلوگاه تجارت جهان قدیم بود.
اما ثروت همیشه نگاه قدرتهای بزرگ را جذب میکند.
در آغاز قرن شانزدهم، پرتغالیها که در پی کنترل مسیرهای دریایی هند و خلیج فارس بودند، به هرمز رسیدند. در سال ۱۵۰۷، ناوگان آلفونسو د آلبوکرکی به هرمز حمله کرد. پرتغالیها در آنجا قلعه ساختند و هرمز برای بیش از یک قرن زیر نفوذ آنها ماند.
اما این پایان داستان نبود. در ۱۶۲۲، نیروهای ایرانی دوره صفوی با همکاری انگلیسیها هرمز را از پرتغالیها پس گرفتند. این رویداد فقط یک نبرد محلی نبود؛ نشانهای بود از رقابت قدرتهای منطقهای و اروپایی برای کنترل مسیری که تجارت خلیج فارس را به جهان وصل میکرد.
قرنها گذشت. امپراتوریها عوض شدند. کشتیهای بادبانی جای خود را به نفتکشهای عظیم دادند. اما اهمیت هرمز نهتنها کم نشد، بلکه بیشتر شد.
در قرن بیستم، با کشف و صادرات گسترده نفت در کشورهای خلیج فارس، تنگه هرمز به یکی از حساسترین نقاط زمین تبدیل شد. عربستان، ایران، عراق، کویت، قطر، امارات و بحرین، همگی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به این آبراه وابسته شدند.
امروز، طبق آمارهای معتبر انرژی، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی در روز از هرمز عبور میکند. این یعنی نزدیک به یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی. علاوه بر آن، بخش بزرگی از صادرات گاز طبیعی مایع، مخصوصاً از قطر، از همین مسیر میگذرد.
مقصد اصلی این انرژی، آسیاست. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی از مهمترین مشتریان نفت عبوری از هرمز هستند. به همین دلیل، هر بار که تنش در این آبراه بالا میگیرد، نگاه فقط به تهران، واشنگتن یا ریاض نیست؛ نگاه بازارهای توکیو، سئول، دهلی و پکن هم به همین نقطه دوخته میشود.
اما هرمز فقط مسیر تجارت نیست؛ میدان تقابل نظامی هم بوده است.
در جنگ ایران و عراق، وقتی جنگ زمینی به بنبست رسید، نبرد به آبهای خلیج فارس کشیده شد. از ۱۹۸۴ تا پایان جنگ، دورهای شکل گرفت که به «جنگ نفتکشها» معروف شد؛ حمله به نفتکشها و کشتیهای تجاری برای فشار اقتصادی بر طرف مقابل.
این بحران پای آمریکا را هم مستقیمتر به خلیج فارس کشاند. در ۱۹۸۷، عملیات اسکورت نفتکشهای کویتی آغاز شد. در ۱۹۸۸، برخورد ناو آمریکایی USS Samuel B. Roberts با مین، به عملیات نظامی آمریکا علیه اهداف ایرانی انجامید؛ عملیاتی که به نام Praying Mantis شناخته میشود.
و چند ماه بعد، یکی از تلخترین حوادث تاریخ این منطقه رخ داد: ناو آمریکایی USS Vincennes، هواپیمای مسافربری ایرانایر ۶۵۵ را با هواپیمای نظامی اشتباه گرفت و آن را سرنگون کرد. ۲۹۰ غیرنظامی جان باختند.
از آن زمان، هرمز دیگر فقط یک تنگه نبود؛ زخمی بود در حافظه امنیتی ایران، آمریکا و منطقه.
پس از سالها تنش، تحریم، مذاکرات هستهای و بحرانهای مقطعی، هرمز بارها دوباره به تیتر اخبار برگشت. در ۲۰۱۹، حملات به نفتکشها و توقیف کشتیها نگرانی جهانی را بالا برد. در ۲۰۲۱، حمله پهپادی به یک نفتکش مرتبط با اسرائیل باعث کشتهشدن دو خدمه اروپایی شد. در ۲۰۲۴، توقیف کشتی MSC Aries بار دیگر نشان داد که هر حادثه در این آبراه میتواند از اقتصاد تا دیپلماسی را تکان دهد.
و حالا، در روزهای جنگ، تنگه هرمز دوباره به مرکز بحران برگشته است.
تا زمان نگارش این مستند، در مه ۲۰۲۶، گزارشهای خبری از محدود شدن شدید عبور و مرور در تنگه، محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا، و تلاشهای دیپلماتیک برای بازگشایی مسیر حکایت دارند. ایران میگوید باز شدن تنگه به پایان جنگ و رفع محاصره وابسته است. آمریکا و متحدانش بر آزادی کشتیرانی تأکید دارند. و در میان این کشمکش، صدها کشتی و هزاران دریانورد در خلیج فارس گرفتار شدهاند.
در شرایط عادی، روزانه حدود ۱۰۰ تا ۱۳۰ کشتی از این مسیر عبور میکردند. اما در هفتههای اخیر، عبور کشتیها بهشدت کاهش یافته است. هزینه بیمه بالا رفته، قیمت سوخت فشار آورده، و شرکتهای کشتیرانی مجبور شدهاند مسیرها و برنامههای خود را دوباره حساب کنند.
اما اثر هرمز فقط روی بنزین و نفت خام نیست. مسئله گاز، کود کیمیاوی و غذا هم هست. وقتی سوخت گران شود، حملونقل غذا گران میشود. وقتی کود کیمیاوی از مسیرهای اصلی به موقع نرسد، زراعت در کشورهایی دور از خلیج فارس هم آسیب میبیند. سازمان ملل هشدار داده که ادامه اختلال در هرمز میتواند میلیونها نفر دیگر را در معرض ناامنی غذایی شدید قرار دهد.
این همان واقعیت تلخ دنیای بههمپیوسته امروز است: یک تنگه در جنوب ایران میتواند قیمت نان، بلیت طیاره و برق را در قارهای دیگر تغییر دهد.
پرسش اصلی این است: آیا جهان راهی برای دور زدن هرمز دارد؟
تا حدی، بله؛ اما نه کافی. عربستان و امارات خط لولههایی دارند که میتوانند بخشی از نفت را به دریای سرخ یا بندر فجیره منتقل کنند. اما ظرفیت این مسیرها محدود است و نمیتواند جایگزین کامل جریان عظیم نفت، گاز و کالا از تنگه هرمز شود. برای کشورهایی مثل قطر، کویت، عراق، بحرین و خود ایران، وابستگی به این آبراه بسیار عمیقتر است.
به همین دلیل، هرمز همیشه فراتر از جغرافیا بوده است. این تنگه همزمان سه چیز است: مسیر تجارت، ابزار فشار، و خط قرمز امنیتی.
تنگه هرمز فقط یک باریکه آب نیست. تاریخ است، تجارت است، نفت است، جنگ است، غذاست، و سیاست. از پادشاهیهای قرون وسطی تا قلعههای پرتغالی، از جنگ نفتکشها تا بحرانهای امروز، این نقطه کوچک روی نقشه بارها ثابت کرده که در جهان واقعی، همیشه بزرگترین خطرها از باریکترین راهها عبور میکنند.
و تا زمانی که انرژی جهان از خلیج فارس میگذرد، تنگه هرمز فقط یک نام جغرافیایی نخواهد بود؛ یک هشدار دائمی است.
#تنگه_هرمز #هرمز #ایران #خلیج_فارس #دریای_عمان #اقتصاد_جهان #نفت #تجارت #جنگ #سیاست
Views: 4